تبلیغات اینترنتیclose
بلوچی تاک
 
بلوچی تاک
معرفی فرهنگ
پنجشنبه 27 تير 1392

بنگیج

 

بعد چَه یادوحمدِ خالکِ کردگار

گونْ درود پَه سرور عالمْ مصطفی نامدار

بنگیجا کنین وتی بلوچی تاک

شَ سرحدومکران وسراوانِ نامدار



نوع مطلب : متنوع, | بازدید : 183
برچسب ها : "شهرگشت"بلوچی"بلوچستان"بلوچ",

 

 

ضرب المثل

ضرب المثل

جامعترین تعریفی که از ضرب المثل در کتب لغت یا لغت نامه ها آمده است :(ضرب المثل  "گفته ای کوتاه ومردم پسند است که معنی هشدار یا جنبه نصیحت را دارا می باشد )

هر چند این تعریف برای شناساندن  مفهوم واقعی ضرب المثل به اندازه کافی رسا نمی باشد ، اما تعریفی جامع وکامل است .

هر گفته کوتاه که کاربرد بسیار داشته باشد  ضرب المثل نیست .

سئوال این است : کلمه یا گفته جامع چقدر باید مورد پسند قرار گیرد که بتوان آن را ضرب المثل یا در ردیف ضرب المثل نامید .

راز بقای همه ضرب المثلها در همه گیری آنها واقع شده وحقایق نهفته در گفته های عاقلانه است که همین باعث  تبدیل به ضرب المثل گردیده است .

ضرب المثلها بخاطر کوتاه بودن ومستقیم به موضوع پرداختن با داشتن جمله بندیهای سهل در جوامع نکاتی بسیار

آموزنده می باشند.

برای آنکه گفته ای به ضرب المثل تبدیل شود باید به دفعات زیاد توسط مردم جامعه مورد استفاده قرار گیرد تا در

میان مردم جای خودرا باز کند.

بعضی از ضرب المثلها از زبانهای بیگانه وارد بعضی جوامع شده اند ،وبه خاطر تکرار زیاد کسی احساس نمی کند اینها از فرهنگ دیگری وارد این فرهنگ شده اند.

بعضی از ضرب المثلها از کتب آسمانی اقتباس شده اند ودر جوامع بشری به سرعت جای خود را باز کرده اند.

سخنان بزرگان  ، تجارب زندگی ، مشکلات و... هرکدام منبعی برای استخراج ضرب المثل می باشند ، نمی توان منبع

خاص یا فرهنگی را عامل بوجود آمدن ضرب المثل دانست.

انتقاد از بعضی از این کلمات امری بسیار عادی است ، شاید به نظر برسد بعضی از این کلمات ضرب المثلها بدبینانه

ویا زشت باشند وتکرار آنها در جامعه نیازی ندارد وگاه حتی خطر ساز است.

 

ضرب المثل بلوچي

 

 

1

 

آپ ازبنا لوردو -  آب از بيخ  آلوده است – هم معني همه دستشون تو يك كاسه است – زماني كه كاري از بيخ خراب باشد بكار مي رود.

 

 

2

 

 

آپا وارتو ودستا چئه – آب مي خورد ودستش را مي ليسد – آب بينيش را هم از دست نمي دهد – كنايه از بخيلي ، خسيسي بكار ميرود.

 

3

 

 

آچش كه كپت تروخششكا ندانت – آتش تر وخشك نمي داند – تروخشك با هم مي سوزند – زماني كه چيزي براي همه اتفاق بيفتد.

 

4

 

 

اول وتت برو پدا دگرانا ببر – اول خودت برو بعد ديگران راببر – زماني كه كسي در كاري ازديگران اصرار دارد تا در كاروانجام سهيم باشند.

 

5

 

 

از بخيل پئي بسده – از آدم بخيل چيزي بيفتد – كنايه از بخل.

 

6

 

 

از همودان كه مهدي پيشا بورت – از همانجا كه مهدي برگ درخت خرما مي برد – كنايه از موضوع را كامل بيان كردن .

 

7

 

 

بازين طمح كمين روزيگا گارا كنت – طمع بسيار روزي را كم مي كند – كنايه از حسد وغبطه بيهوده.

 

 

8

 

پيرا خر رهوارا  نبوت – خر پير رهوار نشود – كنايه از كار انجام نشدني .

 

9

 

پد از مرگ سهراب – بعد از مرگ سهراب –كاري را بعد از وقت انجام دادن .

 

10

 

 

پد از ما گواهه سنگ بگواره – بعد از ما سنگ ببارد – كنايه از بي توجهي

 

11

 

 

چيزي كه داته مگري – چيزي كه دادي مگير – آنچه انجام گرفت نمي توان پس گرفت .

 

12

 

 

چوك از پتا روت – بچه از پدرش ميره – تره به تخمش مي ره حسني به باباش .

 

13

 

 

چيزتا مهركن همسايگتا دوزد مكن – چيزرا محكم كن همسايه را دزد مكن – كنايه از محكم كاري

 

14

 

 

چوكانا رونت په بازي ، ماتان په شر وكاضي – بچه ها به بازي ميرند مادرانشان پيش شرع وقاضي – كنايه از صحبت وقول هر كس را باور داشتن.

 

15

 

 

جن واسپنتان – جن واسفند –دونفر يا دوچيز كه باهم جور درنيايند .

 

16

 

 

خبري يكيو – حرفش يكي است – حرف مرد يكي است – كنايه از لج ولجبازي .

 

17

 

 

خدا خرا ديستو وشاخي ندات – خداخررا ديد وشاخش نداد – در جواب كسي كه قانع نشود.

 

18

 

 

خداجانا دانتو وكاسه ي نادت – خدا مي داند وكاسه مي گذارد –در جواب كسي كه از كار يا چيزي اعتراض كند.

 

19

 

 

خر سواري هنگت بلد نهو- خرسواري هنوز بلد نيست – كسي كه كاري بلد نباشد وادعا كند بلد است.

 

20

 

 

درا گونت ديوال  بشكنت –به در مي گند ديوار بشنود – در جواب آدم بي اعتنا .

 

21

 

 

دنتاني كه از چنئگو دوائي كشگو – دنداني كه لق است دوايش كشيدن است . كاري كه نميخواي شروع كردن.

 

22

 

 

دنيا دو روزنت – دنيا دوروز است – كنايه از بي ارزشي دنيا .

 

23

 

 

دينبوگ كه بازابوت سر چوكا گردت – قابله كه زياد باشد سربچه مي گردد – بيش از حد يك كار را انجام دادن.

 

24

 

 

داماد كه نوكو وسوك گنوكو – داماد كه نو است مادر زن ديوانه – ارزش چيز جديد.

 

25

 

 

درته پوچ (درته جامگ ) لباس پاره – كنايه از فقر ونداري.

 

26

 

 

روباها دستي په هنگورا نرسست گپتي تروپشو – روباه دستش به انگور نمي رسيد گفت :ترش است – نتوانستن انجام كاري.

 

27

 

 

عجله كاره ي شيطانو – عجله كار شيطان است –كنايه از عجله بودن .

 

28

 

 

شرا هفت جان هست – اين هفت جان دارد – استواري در امور.

 

 

29

 

 

كوشي چپكا كن – كفشي  چپه كن – كسي كاري  را انجام دادن يادير پيش كسي رفتن .

 

30

 

 

كمين بهتر از هيچ چيزو – كم بهتر از هيچ چيز است – كاچي به از هيچي .

 

31

 

 

كورش گو چي تا پيت گپتي چژم بينا – به كور گفتند چه مي خواي گفت چشم بينا – آرزو ، مراد را طلب كردن.

 

32

 

 

گو ديگا ننده چوكه ديگ سياها بي – با ديگ ميشيني چون ديگ سياه مي شويي – همنشيني با بدان اخلاق نكورافاسد مي كند- كنايه از دوست ودوست يابي ، رفيق يابي .

 

33

 

 

گوكين زاتا – گاومان زاييده –زماني كسي به كار يا چيزي زياد الاف ومعطل شود.

 

34

 

 

گنوكا گو پهك گنوكنت – ديوانه همه را ديوانه پندارد – كنايه از نفهميدن مطلب ، موضوع ، كار...

 

35

 

كارانا كنت كاريگر نانا وارت لوئي – كارها را كارگر ونان را صاحبش مي خورد – ديگري زحمت مي كشد ديگران استفاده مي كنند .

 

36

 

 

چژم وهم چژمي – چشم وهم چشمي – كنايه از ميل همگان به چيزي .

 

37

 

 

رواز كجادر يهتا – روز از كجا در آمده – جايي كه نرفته اي بروي يا كاري كه نكرده اي انجام دهي .

 

38

 

 

مرومائين باندا شما – امروز ما فردا شما – همه جا به نوبت .

 

39

 

 

مهماناروزيگ گون وت گون – مهما ن روزي با خود دارد – كنايه از مهمانداري.

 

40

 

 

ممرنت ميشان كه بهارگاها بوت – نميرند ميشها كه بهارمياد – كنايه از اميد به آينده .

 

41

 

 

مور هم روزي بالا جنت – مورچه هم روزي بال در مي آورد – پادشاهي مورچه – كنايه از آرزوهاي بسيار .

 

42

 

هر دردي ودوايي – هردرد ودوا – حل شدن مشكل يا بيماري ، درد ، رنج وسختي.

 

43

 

هرسختيا را شيرينيه هست – هر سختي شيريني دارد ، اتمام ، پايان وانجام كاري.

 

44

 

 

هوشترو كمك – شتر وغربال – كنايه از عجله ، زود از كوزه در رفتن .

 

45

 

 

هوشتر دور سيلا كنت (دورا چارت ) شتر دور نگاه مي كند – كنايه از دورنگري ، صبر استقامت .

 

46

 

 

هنگت دپي بوي ه شيرا كنت – هنوز از دهن بوي شير آيدش – كاري را زود شروع كردن .

 

47

 

هركسي را ارزشي ي هست – هركه ارزشي دارد – ارزش واهميت كسي.

 

 

48

 

 

هر كه بدانت وكاري – هركس بداند وكارش – بي اعتنا بودن در كار.

 

49

 

 

هركه ان گيگو بهري ته ديگو – هركه حاظراست حصه اش در ديگ موجود است .

 

50

 

 

هر سختي يك راحتي – در پي هر طوفان آرامشي است -

 

51

 

 

هرچه دورتر به دوست ترا به – هر چه دورتر باشي دوست تر مي شوي – (دوري ودوستي )

 

52

 

 

هر كه ته كبر وتا وپست – هركس در قبر خود مي خوابد – كنايه از هركس وكارش .

 

53

 

 

هيچ كسا نگو شير مون تروپشو – كسي نمي گه شير من ترشه – كنايه از مخفي كردن عيب .

 

54

 

 

صبرا ثمره هست – صبر وثمره – گر صبركني زغوره حلوا سازي -

 

55

 

 

سيرا چه حال از گژنه – سير از گرسنه خبر ندارد .

 

56

 

 

شي وت آپا نوارت دگرانا آپا دنت – اين خودش آب نمي خورد به ديگران آب مي دهد – كنايه از بخيلي .

 

57

 

 

هوره هورره كاسگه پره- اندك اندك كاسه پر مي شود -

 

58

 

 

مردم يك بره مره – مردم يكبار مي ميرد – مرگ يك بار شيون يك بار –استمرار در كاري .

 

59

 

مروزيكين كارا په باندا ميل – كار امروز به فردا مينداز.

 

 

60

 

 

وتا بچار پدا دگرانا – به خود نگاه كن بعد به ديگران – كسي كه عيبي داشته باشد وآن را برخود نياورد .

 

61

 

 

يكه په راهي برو پدا پناراها نرو – كسي به راهي برود بعد به آن راه نمي رود – مارگزيده از ريسمان سياه وسفيد مي ترسد.

 

 

عبدالستار حسین بر

گشت  خيابان شهيد حسين بر بالاتر از مسجد جامع عليا

khaliligosht@yahoo.com

 



نوع مطلب : متنوع, | بازدید : 301
برچسب ها : ,

 

بلوچ

واژه هاوکلمات غیر بلوچی به کار رفته در فرهنگ ولهجه بلوچی مختلط

استفاده از کلمات ولهجه های گوناگون در طول ایام بنا به دلایل زیادی باعث شده که خیلی از فرهنگ اصیل ومیراث گذشته گان خود دور بمانیم ؛میراثی که احیای آن فرهنگ ملتی است که سالیان متوالی در احیای سنن وفرهنگ بلوچستان از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند ؛ لذا شایسته نیست که به فراموشی سپرده شود  ٰ زیرا در این صورت هیچ موزه یا مکانی برای پیدا کردن آن وجود نخواهد داشت ، بر همین اساس اکنون فرصت است تا با احیای فرهنگ وگویش گذشتگان خود هدیه مناسبی به آیندگان خود تحویل نماییم  .امروزه نسل جوان ما متاسفانه به جای احیای سنت گذشتگان در فکر بر چیدن این سنن وعادات می باشند که جای بسی تاسف می باشد .

در زبان بلوچی که از گویشهای متفاوت اما یک زبان مشترک تشکیل شده است ٰ کلمات گوناگون وواژه های بسیاری از فرهنگهای مختلف بنا به همجواری وتحمیل به این زبان چسبیده اند همجواری با دو زبان رسمی اردو در پاکستان وفارسی در ایران کلمات زیاد وواژه های زیادی به این زبان تحمیل کرده است .

در ادامه به بعضی از این واژه های غیر بلوچی به کار رفته در لهجه وگویش بلوچی ایرانی اشاره خواهیم کرد ٰ  دوستان عزیزی که می خواهند  در این زمینه با ما همکاری نمایند و راهکار و مقاله های مربوط خود را با ما در ارتباط بگذارند کمال تشکر وقدردانی را خواستارم ٰو ان شاء الله ازهمه پیشنهادات دوستان استفاده خواهیم کرد.

 

واژه بلوچی (جایگزین)

 

 

واژه به کار رفته

 

واژه بلوچی (جایگزین)

 

واژه به کار رفته

شاباش

میرسی وممنون

وانک

تلفن

زانتکار

معلم واستاد

سبک جاه

مدرسه

گچین

انتخابات

مریض جاه

بیمارستان

جاه منند

ماندگار

دیگر

عصر

نادراه

مریض

دراه

خوب( صحت)

کماش

میانسال

پل

گل

چیر گیج

زیرانداز

سنگت

رفیق ؛ دوست

منت وارون

خیلی ممنون

زمین جنب یا دگار جُنْب

زلزله

لیّب

بازی

نَگَن

نان

إستار

ستاره

شؤر

مشورت

مَلَمْ

پماد

تَوار

صدا

تَمْبو (اور) لوگ

خیمه یا چادر

چالو،

روشن

دار یا لوتّ

هیزم

دست بتی

چراغ قوه

شُرْد

شُلْ

بَرْ

ثمر یا ثمره میوه

هیر

باشه یا باشد

وَشْتِرْ

بهتر

سولاخ یا کوند

سوراخ

بُرْزْ

بلند،ارتفاع

جان پر

چاق

بچار (اور) سیل

نگاه

وشْ

خوب

سیْلی کن (اور) بچاری

نگاه کردن

گَپْ

صحبت ؛خبر یا گویش

بالادی

بالا

شاباش

تشویق

جَهْل

پایین

گدْی

دستگیره در

چَکّاس

مسابقه

کوتّی

ساختمان

تاگ

پنجره

هورْ

باهم

بَهْر

شرکت

رهدربر

رهبر

بهْرزورَگ

شرکت کردن

تُپاکْ

وحدت

موتَلْ

ماشین

چاروک

تلویزیون

روپَگ

جارو

مُلک

وطن

تیْپ

رادیو

سَپت

سبد

کَلَگ

آبادی ؛ده وروستا

سَدَکْ

راه وجاده

تیره دور دَیَگ

قرعه کشی

هُنْگ

میل

مِىزلْ ،دَوار جاه

مسکن

هُنْگی کُرْت

میل کرد

ربَدْ ؛ سَواسْ

کفش

کَدَهْ ؛ گَدو

لیوان

چَمپَل

دمپایی

دَگار

زمین

دیه

دیو

رِدّ یا چِلْ

کثیف

چَلَدی

نردبان

چابی

کلید

کوشست

کوشش

کاکد

لجباز

مَسیتْ

مسجد

نالْ

قسم

رو (اور)روچ دَرَهت

طلوع آفتاب

نال دَیَگْ

قسم دادن

رو بِنندْ

غروب آفتاب

زیلو؛ تگرد

حصیر

کَلْ

چاله،گودال

گیْش ،موه

فرصت

کوندّ

سوراخ

گیشَ نبوت ،موها نبوتْ

فرصت ندارد

تیکُمْ

کلنگ

بَنْد،بکُشي

خاموش

چندّ

تکان

بندی کَنيْ ؛ بندْ کَنْ

خاموش کن

بُنْگیج

شروع

بالی گُداپْ

هلیکوپتر

کَماندَر

نظامی ؛افسر وسرباز

رُبیدَک،رودینَگ

رشد, ترقی(معنی رویاندن)

کُدَّلْ

طویله

حُمْب

خمره

دّنَّٰ دَرا

بیرون

کاکدْ

کاغذ

توکْ ؛تَها

داخل

کَت ؛ کوتی

اتاق

جَرْ

گیاه

پَدَکْ

پله

جَرو دارْ

گیاهان دارویی

پَدَکانکْ

راه پله

دَّبُکْ

فرسوده

سمبهینَگ

آماده کردن

تَنْک

راهرو

روپَگ

جارو

تالان؛ شِنْگ

پخش

زانتکار

کارشناس

میتَگْ

شهر

لولوکْ

حشره

کَلَگْ

روستا وده

کَهن

قنات

دینَبوگ

ماما

هَرّّه

داس

سودایی

تجارت ومعامله

راهبَند

دزد وسارق

اِشی ؛ای

این

دَلوَتْ ؛سادار

جاندار

زَرّْ

پول

پیگ

روغن

کِنِکْ

نام

دَپ بوجْ

افطار

دَپْ گال

غزل

بانوک ،جَنین

خانم

لَچه

زبان

لوگِ بانوک

کدبانو ؛زن خانه

لَچه کار

زبان شناس وادیب

هیر

باشد

سَهور

سحر

بان

سقف

اِرْکُپْ

سوارشدن

کَپَل

کوزه

وَرنا

جوان

کَپَلینک

سفال

نوک وَرنا

نوجوان

کَمَکْ ؛گیَچِنْ

غربال

جِناوَر

جانور وحشی

بَچَکی

دهقانی

تاک

صفحه

سیت

مالدار

نای

خرما

زور

ظلم

کاپار

سایه بان

زورْآسَرْ

ظالم

هَنْگَتْ

هنوز

کادّْ

اندازه وتنظیم

پاکار

محافظ ونگهبان

                     هورْ

مخلوط ؛ اضافه

گَلّی

محله

زی ، زکی

دیروز

مرو ،مروچ

امروز

پری ؛ پری رو

پری روز

باندا

فردا

کُلَهْ

پیغام ؛ پیام

پوشی

پس فردا

سوبیَنَ بی ؛ بوتْ

متوجه شدن

سوبیَن

متوجه؛ توجه

سَهی کَنَگْ

خبر کردن

سَمبال

محافظت ؛نگهداری

 

 

سَهی

خبَر

 

عبدالستار حسین بر (گشت)



نوع مطلب : فرهنگی, | بازدید : 206
برچسب ها : ,

اسامی بکار رفته نام افراد اختصاصی فقط در بلوچستان

زن

زن

 

مرد

مرد

 

پُلوک

گراناز

 

کلی خان

بالاچ

 

دُرَس

اِزبوتک

 

جانداد

دَلوت

 

دُرّی

کَپوت

 

سلطانداد

دادُل

 

 

درنه

 

صُحبَت

گرگین

 

 

سختی

 

ارضی

اَلوّ

 

 

گُوَنی

 

شهگل

کثور

 

 

هیرُک

 

سالوهان

کادو

 

 

سُلطی

 

گمشاد

کوهی

 

 

مه دیم

 

 

دَگی

 

 

مه جبین

 

 

سابِک

 

 

مه رنگ

 

 

دینار

 

 

ماهُکان

 

 

کیچی

 

 

بی غم

 

 

دْرّا

 

 

گمناز

 

 

رودین

 

 

راجی

 

 

پایست

 

 

گِردوک

 

 

راهی

 

 

کاکینک

 

 

دادشاه

 

 

مورتی

 

 

هیدِل

 

 

آهوگ

 

 

مگیر

 

 

پُلَس

 

 

جورَک

 

 

کو گُک

 

 

پطی خان

 

 

لکی

 

 

لشکرخان

 

 

ماهَل

 

 

دارو

 

 

کُمیت

 

 

آخرداد

 

 

 

 

 

 

                 

 

عبدالستار حسین بر

گشت92



نوع مطلب : فرهنگی, | بازدید : 262
برچسب ها : "بلوچستان"بلوچی"سراوان"مکران,


صفحه قبل 1 صفحه بعد


عضویت سریع
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *
خبرنامه
جستجو
آمار وبلاگ
  • آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 2
  • بازدید دیروز : 0
  • بازدید هفته گذشته : 42
  • بازدید ماه گذشته : 96
  • بازدید سال گذشته : 96
  • کل بازدید : 3065
  • کل مطالب : 4
  • نظرات : 0
  • رنک گوگل :
امکانات جانبی
 
 
طراحی: مای تم - قدرت گرفته از: سرویس وبلاگدهی ایران